شعر - تاریخ: 1405/5/20 ساعت: 13:30
شب آرام‌تر از همیشه روی شانه‌های شهر نشسته بود و من میان تمام پنجره‌های خاموش دنبال نوری می‌گشتم که شاید از یاد برده بودم خودم آن را روشن کرده‌ام باد آمد چند برگ از خاطراتم را ورق زد و رفت من ماندم با درختی که هنوز ایستاده بود با آسمانی که هنوز دور بود و قلبی که با تمام شکستگی‌هایش هنوز به سمت فردا ...
- تاریخ: 1402/6/26 ساعت: 23:34
سکوت مردنی ست انگاه که بغض تعارفش را از دست بدهد. رحماندوست